امروز زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست

 

صفحه اصلیشهدا خانوکدرباره ماتماس با ما

شهر شهید پرور خانوک در 55 کیلومتری شمال استان کرمان واقع شده این شهر به شهید آباد استان کرمان معروف است نسبت به جمعیت رتبه دوم بیشترین شهید را در کشور دارا می باشد این شهر 58 شهید را در دل خود جا داده سرداران شهیدی همچون شهید حاج حسین اسدی شهید عباس عربنژاد شهیدحمید عربنژاد شهید عباس عربنژاد یادواره شهدای این شهر هر ساله در روز اربعین حسینی برگزار می گردد که یکی از باشکوه ترین و از اولین یادواره های در سطح کشور می باشد که اولین آن در سال 1367 برگزارگردید.

بسم الله الرحمن الرحیم اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا
صفحه1  2  3  4

شهدا شمع محفل بشریتند
 

سردار شهید حاج حسین اسدی

سردار شهید حمید عربنژاد

شهید حاج محمدحسین عربنژاد

شهید حاج باقر منصوری

شهید سید رضا مهدوی

شهید سید احمد مهدوی

شهید مهدی عربنژاد (اکبر)

شهید حسین عربنژاد (علی)

شهید جابر مهدوی

شهيد رضا مهدوی

شهید مهدی مهدوی(غلامرضا)

شهید علی اسدی

شهید مهدی مهدوی(محمد)

شهید سعید عربنژاد

شهید عبد الله عربنژاد

شهید علی اصغر اسدی

شهید حسن اسدی

شهید علی رضا عربنژاد

شهید سید عبدالرسول مهدوی

شهید عبد الرضا اسدی

شهید مهدی اسدی

شهید حسین اسدی

شهید محمد کاظم عربنژاد

شهید عبدالحسین عربنژاد

شهید عباس عربنژاد (علی)

شهید مهدی اسدی (محمد)

شهید حسین مومنی

شهید حمید نخعی

شهید مجید اسدی(محمد)

شهید محمدجواد زادخوش

شهیدحسین اسدی (حبیب الله)

شهیداکبرحسن پور

شهید محمود انصاری

شهید محمود منصوری

شهید علی عربنژاد

شهید عباس اسدی

شهید مجید اسدی

شهید علیرضا عرب‌نژاد (محمد)

شهید محمود عرب پور

شهید علی عرب پور

شهید محمد بیدوئی نژاد

شهید محمد علی عربنژاد

شهید مهدی عربنژاد

شهید حیدر عربنژاد

شهید عباس وصال

شهید حسین عربنژاد(اکبر)

شهید فاطمیه

 

نظرات و پیشنهادات

 

سردار شهید حسین اسدی

سال 63 بود، رفت پیش امام و عکسشو داد به امام خميني(ره)گفت: اگر میشه محض تبرک یه جمله بنویسید تا از شما پیر جماران یادگار داشته باشم.
امام گوشه عکس نوشتند: خداوند این شهید مسعود را رحمت فرماید  روح الله موسوی الخمینی

حیرت زده مانده بودیم که چه سری در کار است!؟
و اکنون پس از 26 سال همه از این سرّ مرید و مراد با خبر شدیم که، امام خود شهدایش را انتخاب می کند. شهید حسین اسدی پس از سالها تلاش و فعالیت برای زنده نگه داشتن یاد شهدا و سر و سامان دادن به گلزار شهدای شهرخانوک و برپایی مراسم شهدا در حادثه تروریستی در منطقه سیستان و بلوچستان به خیل دوستان شهیدش پیوست.

 

نظرات        www.shohadakhanook.com     ادامه مطلب....

 

شهید سید رضا مهدوی

در بیمارستان شهید بهشتی شیراز بستری بود. ما با دیدن روحیه او خدا را شكر می‌كردیم كه نسبت به بقیه تحمل بیشتری دارد. یكی از پرستاران كه حجاب خوبی نداشته، هر زمان كنار سید رضا می‌آمده، شهید چنان برخورد خوب و ملایمی ‌با او داشته و به او احترام می‌گذاشته كه روز سوم پرستار عوض می‌شود و حجابش كامل می‌گردد. بعد نزد سید رضا آمده و می‌گویند كه من بخاطر برخورد خوب شما متوجه شدم كه حجاب مسئله خوبی است و اسلام همه چیزش از روی مصلحت است.

نظرات        www.shohadakhanook.com     ادامه مطلب....

 

سردار شهید عباس عربنژاد

به مستضعفان خیلی توجه داشت، همیشه به من می گفت: مادر اگر چیزی داری برای ما نگه ندار، آنرا به افراد مستضعف بده و مطمئن باش که خدا برای ما می رساند.وقتي شهيد شد،من خیلی سعی کردم گریه نکنم، چون خودم خانواده های شهدا را توصیه به صبر و تحمل می کردم. وقتی او را دیدم متعجب شدم ،مانند یک روحانی بود ریش بلندش چنان نورانیتی به اوداده بود که حد نداشت، گفتم خدایا پسرم اینقدر زیبا بود و من نمی دانستم؟ مثل ماه شب چهارده بود.

نظرات        www.shohadakhanook.com     ادامه مطلب....

 

 

شهید محمد حسین عربنژاد

من بارها می گفتم : اگر از توي جبهه فشنگ پر ، برايم نمی آوری، لااقل پوکه اش را يادگاري با خودت بیاور، می گفت: پسرم یک سوزنی از توی جبهه به من نگو بیاورم، حساب آنجا با حساب اینجا فرق می کند. شاید همان پوکه نظامی ، بعدها به درد بخورد، باید توی جبهه باشد.حتي ايشان با قلم بیت المال توی خانه يادداشتي نمی نوشت.

نظرات        www.shohadakhanook.com     ادامه مطلب....

 

 

 سردار شهید حمید عربنژاد

می گفت خانه من سنگر من است من تا زنده هستم در سنگر باقی خواهم ماند و باز می فرمود: باید بعد از تمام شدن جنگ ایران و عراق، سراغ فلسطین و قدس عزیز بروم و او را از چنگال اهریمنان خارج کنم. او در تشکیل کمیته و سپاه نقش بسزایی داشت و در آزادسازی شهر سنندج فرماندهی نیروهای اعزامی سپاه را بعهده داشت و از آنجا به کردستان عزیمت نمود و به مدت یکسال مسئولیت و فرماندهی سپاه مهاباد را در آن منطقه بعهده گرفت و هر وقت پای حمید به مهاباد می رسید شهر آرام می شد. اصلاً انگار دموکرات یا کومه ای در شهر نیست .خودش همیشه با وضو بود، به ما هم توصیه می کرد دائم الوضو باشیم.

 

نظرات        www.shohadakhanook.com     ادامه مطلب....

 

شهید سید احمد مهدوی

با عجله به خانه آمده وگفت: حمام رابرایم آماده کنيد، مي خواهم خود را تطهیر کنم، ازهمین جا بوی شهادت به مشامم می رسد، میخواهم غسل شهادت کنم و از همین نقطه که حرکت میکنم آمادگی خودرا برای شهادت به خدایم اعلام کنم . بعداز حمام نور عجیبی در چهره داشت وباتمام همسایگان و اقوام خداحافظی کرد ورفت . وهمانطور که خودش گفته بود شهادت انتظارش را می کشید،رفت و به آروزی خودش رسید.

 

 

نظرات        www.shohadakhanook.com     ادامه مطلب....

 

سردار شهید عباس عربنژاد

در وصيت نامه اش نوشته بود:حال که ما چنین راهی را در پیش داریم چقدر کم سعادت است کسی که در بستر جان دهد واز این فیض عظیم محروم بماند.ومن از شما ملت عزیز عاجزانه می خواهم که در راه وحدت ویکپارچه شدن تا آنجا که توان دارید کوشش کنید تا بتوانید نقشه های مخالفین اسلام راهمچون گذشته در نطفه خنثی کنید.وهمچنین از همرزمان خود تقاضا دارم برای پاسداری از خون شهیدان که مسئولیت بسیار سنگینی است،راه آنها را ادامه دهید.

نظرات        www.shohadakhanook.com     ادامه مطلب....

 

 

 شهید حاج باقر منصوری

 

خاطرم هست كه شهید سه آرزو داشت كه می‌خواست به ترتیب به آ‌نها برسد، یكی اینكه به جبهه برود، دیگر اینكه خانه خدا را زیارت كند و بعد از این آرزو می‌خواست در راه خدا شهید شود و اتفاقاً همین‌طوری هم شد. یعنی اول رفت مكه ،بعد به جبهه رفت و آنجا به فیض شهادت رسید.

نظرات        www.shohadakhanook.com     ادامه مطلب....

 

 
 

  زندگي نامه شهيد سعید عربنژاد

سعيد عرب نژاد فرزند راستين اسلام و شهيد راه فضيلت در سال 1343 در كرمان در خانواده اي متوسط به دنيا آمد و در سال 1350 به مدرسه راه يافت . دوران دبستان را با هوشي فوق العاده گذراند . از زماني كه هنوز به سن 15 سالگي نرسيده بود با اين حال عزمش را جزمش استوار و نيتش محكم و پايدار بود . و همچنين سه سال راهنمايي را هم گذراند . همه دبيرانش و همكلاسيهايش از هوش سرشار او تعريف مي كردند . و دوره اول متوسطه عمومي را در هنرستان دادبين گذراند . بعد از آن يعني در سن 15 سالگي مدرسه را رها كرده به سپاه پاسداران راه يافت . مدت سه ماه در پادگان آموزش ديد و صورت پاسدار دائم در آمد و از آن به بعد در سپاه بود اما دفعه اولش بود كه به جبهه رفته بود اما فداكاريش بزرگتر از آنچه تصور مي شد . او شانزده سال و اندي بيش نداشت كه عشق به الله و شهادت باعث شد كه راحتيها و خوشيهاي دنيا را رها كرده و به خيل شهيدان عزيز به درگاه خدا پيوست

 

www.shohadakhanook.com                       نظرات                      ادامه مطلب

  زندگي نامه شهيد رضا مهدوی

دو سه شب قبل از شهادتش با پسر عمه اش باقر خوابیده بودند و رضا شب خوابی می بیند ، نصف شب بلند می شود و برای باقر تعریف می کند که در خواب دیده عده ای اسب سوار از جلویش عبور می کنند، او جلوی اولی و دومی را می گیرد، آنها نمی ایستند، جلوی سومی را می گیرد او می ایستد و رضا از او می خواهد که او را با خودش ببرد و آن اسب سوار قبول می کند، بازویش را می گیرد و او را می کشد پشت ترک اسبش و او را می برد، بعد بیدار می شود و خوابش را برای باقر تعریف می کند و باقر به او می گوید خوابت را برای کسی تعریف نکنی، رضا هم می گوید من همین روزها شهید می شوم، چون کسی که من را با خودش برد امام حسین (ع) است  و من شهید می شوم، و دو سه روز بعدش هم شهید می شود

www.shohadakhanook.com                       نظرات                      ادامه مطلب

 

شهیدی که نشانی قبرش را داد

  اگر میخواهی مشهور شوی گمنام باش واگر میخواهی گمنام

          باشی مشهورشو ومن دوست دارم مشهور شوم

آقای یزدی زاده از اهالی کاظم آباد (35 کیلومتری کرمان) می گوید:شبی داشتم از تلوزیون مراسم تشییع شهداء را تماشا می کردم ، دلم گرفت و حال عجیبی به من دست داد با خودم گفتم کاش من هم در جمع این مردم برای تشییع و خاکسپاری شهدا حاضر بودم با همان حال خوابیدم . در عالم خواب همان تشییع با شکوه را دیدم ولی با عظمت تر ، پس از تشییع ، یک برادر پاسدار آمد و گفت با شما کار دارند وقتی رفتم، به من گفتند شما باید خاکسپاری شهدا را انجام دهی. شروع کردم زیر لب اشعاری از امام حسین(ع) و گودال قتلگاه زمزمه کردم و شهدا را داخل قبر قرار می دادم. سومین شهید را که گذاشتم یک دفعه متوجه شدم قبر روشن و به اندازه یک اتاق بزرگ شد...       

 

www.shohadakhanook.com                         نظرات                    ادامه مطلب

 

 

  شهیدی که چشم انتظار فرزندش بود

شهید محمد اسدی  فزرند غلامحسین در سال 1337 در شهر خانوک دیده به جهان گشود.از همان کودکی دارای اخلاق پسندیده ای بودند .از مال حرام بسیار دوری می جست به طوری که حتی  از همسرشان میخواستند که از نگاه کردن به میوه های باغ هایی که مال خودشان نیست پرهیز کنند تا در دلشان ذره ای میل به میوه حرام پیدا نگردد. علاقه وافری به کودکان داشتند و به  آنها محبت می ورزیدند .ایشان پس از سالها نچشیدن طعم داشتن فرزند سرانجام در سال 20/4/1362 صاحب فرزندی شدند و اسم او را مهدی نهادند.

 

 

www.shohadakhanook.com                     نظرات                     ادامه مطلب

 

  شهید علی اصغر اسدی

 

 

قبل از اینکه شهید مغفوری صحبتی کند دست او را گرفته و شروع به گریه کرد واز بس که گریه کرد شهید مغفوری شروع به توضیح در مورد جبهه نموده واورا توصیه میکرد که از این کار منصرف شود ولی اصغر قانع نشده و میگفت یعنی من نمیتوانم یک ظرف آب به رزمنده ها بدهم یا کفشهای آنها را واکس بزنم .

 

 

www.shohadakhanook.com                     نظرات                     ادامه مطلب

 

   شهید حسن اسدی

ما برادر بزرگی به نام حسین داشتیم که هفتم ماه محرم به دنیا آمده بود برای همین نام او را حسین گذاشته بودیم و مادرم دوست داشت حسنی هم داشته باشد. بنابراین نام او را حسن گذاشتیم  بعد از تولد حسن تغییری در زندگی ما رخ داد، مشکلاتمان کمتر شد. مادرم سردردی داشت که شفا یافت و کلا وضعیت زندگی ما بهبود یافت. حسن خیلی مظلوم بود مانند مظلومیت امام حسن(ع)من دارم ندای فرشتگان را می شنوم که می گویند کجائید ای شهیدان خداییبلاجویان دشت کربلایی،

 

www.shohadakhanook.com                     نظرات                     ادامه مطلب

 

  شهید عباس وصال

عباس در روستای تیکدر در سال1334 از توابع زرند کرمان به دنیا آمد. پدرش موسی و مادرش مریم نام داشت. تحصیلات خود را تا پنجم ابتدایی ادامه داد. آن گاه به شغل کارگری روی آورد. با شروع تحرکات ضد انقلاب در کردستان، از طریق سپاه پاسداران عازم بانه گردید. مدتها با ضد انقلاب به نبرد پرداخت. سرانجام، درتاریخ22/6/59 منطقه ی بانه(مهاباد) مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفت و به درجه ی شهادت نایل آمد.

www.shohadakhanook.com                     نظرات                     ادامه مطلب

  زندگينامه شهيد احمد عربپور

ان الله اشتري من المومنين انفسهم واموالهم بان لهم الجنه

يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون .

خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاي بهشت خريداري كرده آنها كه در راه خدا جهاد ميكنند كه دشمنان دين بقتل برسانن و يا خود كشته شوند.شهيد احمد عرب پور در سال 1337 در خانوك در خانواده اي نسبتا مستضعف ديده به جهان گشود . او دوران كودكي خود را تا به سن هفت سالگي پشت سر گذاشت و براي تحصيل وارد دبستان شد . دوران ابتدايي خود را در خانوك گذراند . او بچه اي باهوش و زرنگ و چابك بود كه از هر لحاظي با ديگر شاگردان مدرسه تفاوت داشت . او برخلاف بچه هاي ديگر كه درس مي خواندند و زحمت مي كشيدند نسبت به درس خواندن پشت كار گير نبود ولي در مراحل امتحان او از همه بهتر از عهده امتحان بر مي آمد و بعد از دوره ابتدايي به كرمان رفت آنجا ادامه تحصيل داد و در مدت چهار سال با مشكلات و زحمات زيادي و تنهايي در كرمان بسر مي برد و درس مي خواند . شهيد احمد عرب پور ...

www.shohadakhanook.com                       نظرات                      ادامه مطلب

 

   شهید سید محمود اسدی

شهيد سيد محمود اسدي در تاريخ ۱۳جمادي الاول سال( ۴۹ه . ش)در شب شهادت بي بي دو عالم حضرت فاطمه سلام الله عليها ديده به جهان گشود و هم چنين در ۱۳جمادي الاول سال(۶۵ه . ش)  در عمليات كربلاي ۵ در منطقه شلمچه به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.همرزمان شهيد پس از پيدا كردن پيكر بي جان سيد محمود مشاهده كردند كه آن شهيد از ناحيه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفته  و هم چنين صورت شهيد كبود گرديده . در واقع آن شهيد جلوه اي از مادرشان حضرت فاطمه سلام الله عليه ها به خود گرفته بود

www.shohadakhanook.com                  نظرات                         ادامه مطلب

 

  شهید عبدالله عربنژاد

شهید عبدالله عربنژاد فرزند  محمدباقر سال 1327 در شهر دارالعباده خانوک به دنیا آمد وهمچنین در سال 3/1/1361در منطقه دشت عباس در عملیات فتح المبین به درجه رفیع شهادت نائل آمد

 

www.shohadakhanook.com                     نظرات                     ادامه مطلب

 

  شهید علی رضا عربنژاد (مهدی)

حتی زمانی چند پاسدار سرشناس برای حفاظت از امام (ره) می خواستند من به او گفتم تو را انتخاب کرده اند برو و پاسدار امام بشو گفت اینکار برای سه ماه دیگر است و ممکن است تا آن وقت جنگ تمام شود من اول می روم جبهه اگر برگشتم پاسدار امام می شوم بعد رفت جبهه که شهید شد هدف علیرضا از رفتن به جبهه باز شدن راه کربلا بود و من از مردم می خواهم به احترام خون شهدا پیرو خط امام باشند و اسلام را تقویت کنند

 

 

www.shohadakhanook.com                     نظرات                     ادامه مطلب

 

  شهید حسین عربنژاد (اکبر)

 

یک زن با سه فرزند یتیم انتهای کوچه شهید باهنر سکونت داشتند اکثر اوقات می دیدم که حسین به درب منزل آن ها مراجعه می کند و هرکاری دارند برای آن ها انجام می دهد و بسیاری از اوقات در مغازه ای که تنها محل کسب درآمد آن خانواد بود بدون کوچکترین توقعی و دریافت مزدی کار می کرد

www.shohadakhanook.com                     نظرات                     ادامه مطلب
صفحه1  2  3  4
صفحه اصلیشهدا خانوکدرباره ماتماس با ما

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به هیت شهدای خانوک می باشد

در صورت امکان از مرورگر Internet Explorerاستقاده نمایید